21 آگوست

اهمیت مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)

اهمیت مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)

به گفته پیتر دراکر، هدف هر کسب و کار، ایجاد مشتری است. اما مهم تر از آن، حفظ این مشتریان و عمیق تر نمودن رابطه با آنها است.

در تحقیقات مشخص شده که بیشتر مشتریان پس از حداقل دو سال برای سازمان شما سودآور خواهند شد. به این دلیل که مشتریان جدید برای شما هزینه‌های زیادی دارند. مواردی مانند هزینه بازاریابی و تبلیغات، هزینه درک نیازها و انتظارت آنها و هزینه آموختن روش کار شما به آنها.

مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، بهترین راهکار شما به عنوان یک مدیر برای اطمینان از وفاداری مشتری است.

حتی می‌توان گفت اهمیت مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) از کارکنان سازمان نیز بیشتر است. زیرا با اینکه منابع انسانی محور اصلی هر کسب و کاری است، اما عملکرد کارکنان با توجه به استراتژی که شما انتخاب می‌کنید و ابزارهایی که در اختیار آنها قرار می‌دهید، می تواند افزایش یا کاهش یابد. مدیریت ارتباط با مشتری، دقیقا همان استراتژی و ابزاری است که اگر در دستان شما و کارکنان سازمان قرار گیرد، موفقیت شما را تضمین خواهد نمود.

با وجود CRM ، مشتریان وفادار پدیده تصادفی نیستند که در اثر یک رفتار دوستانه و اتفاقی یکی از کارکنان فروش یا خدمات بوجود آمده باشند. بلکه این مشتریان از طریق یک بینش و هوش سازمانی بوجود می آیند که ناشی از داده هایی است که به اطلاعات تبدیل شده و این اطلاعات منجر به رفتار منطبق با ترجیحات مشتری می گردند.

در فضای کنونی کسب و کار، اهمیت مدیریت ارتباط با مشتری آن قدر افزایش یافته که پیاده سازی CRM دیگر یک انتخاب نیست بلکه یکی از عوامل کلیدی موفقیت در هر سازمانی می باشد.

فرستادن به :
11 آگوست

مدیریت ارتباط با مشتری ، پدیده‌ای جدید یا قدیمی؟

مدیریت ارتباط با مشتری ، پدیده ای جدید یا قدیمی

کارل اندرسون یک فروشنده تجهیزات کشاورزی در شهر کوچک مینسوتا بود که تمام کشاورزان اطراف را با نام می‌شناخت. آنها مشتریان و همسایگان او بودند. او حتی نام فرزندان آنها و اینکه از کدام کشور به آمریکا مهاجرت کرده‌اند را هم می‌دانست. او به خوبی مطلع بود که کدام کشاورز بیشترین محصولات را تولید می‌کند و کدام یک امسال محصولات خود را از دست داده است. اندرسون می‌دانست که ارتباط صمیمانه با این مشتریان چقدر اهمیت دارد.

اندرسون یک مدیر ارتباط با مشتری بود، گرچه هیچگاه از این عنوان استفاده نکرد. برای او مدیریت ارتباط با مشتری ، نه یک سیستم یا فناوری بلکه روشی برای کسب و کار و شیوه‌ای برای زندگی بود.

امروزه رسیدن به ارتباطات تا این حد نزدیک با مشتریان، دشوار است، اما شما در هر کجای سازمان که هستید و هر سمتی که دارید، موفقیت شما به این بستگی دارد که آیا می توانید به خوبی اندرسون با مشتریان ارتباط برقرار کنید یا خیر.

البته ممکن است شما اعتراض کنید که مشتریان شما صدها شرکت و شخص مختلف هستند که در تمام کشور پراکنده شده‌اند و شما فقط از طریق اینترنت و تلفن با آنها در ارتباط هستید و امکان برقراری ارتباط نزدیک با آنها را ندارید. این دقیقا همان جایی است که مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) به کمک شما می‌آید.

امروزه CRM به مفهوم استفاده از فناوری اطلاعات برای ثبت و ردیابی اطلاعات و نیازهای مشتریان است. اطلاعات و دانشی که با استفاده از CRM باید در تمام بخش‌های سازمان منتشر شود تا تک تک کارکنان به همان خوبی مشتریان سازمان را بشناسند که کارل اندرسون مشتریان خود را می‌شناخت.

Sources:
فرستادن به :
01 آگوست

CRM چیست ؟

تعریف مدیریت ارتباط با مشتری - تعریف CRM

واژه CRM مخفف عبارت Customer Relationship Management به معنای مدیریت ارتباط با مشتری است که می‌توان آن را بصورت زیر تعریف نمود.

“مدیریت ارتباط با مشتری، رویکردی فراگیر برای ایجاد، حفظ و توسعه روابط با مشتریان است.”

در ادامه نگاهی دقیق تر به این تعریف خواهیم داشت.

ابتدا واژه “فراگیر” را در نظر بگیرید. مدیریت ارتباط با مشتری ، بر خلاف تصورات رایج، تنها متعلق به واحدهای بازاریابی، فروش و خدمات نیست. همچنین نباید آن را زاییده ذهن مهندسان IT سازمان فرض نمود. با اینکه این واحدها بیشتر از دیگران با CRM سر و کار دارند اما در حقیقت CRM باید روش انجام کسب و کار باشد که تمام بخشها را تحت تاثیر خود قرار دهد. درصورتیکه CRM به یک یا چند واحد خاص مانند بازاریابی و فروش محدود شود، به ارتباطات سازمان با مشتری آسیب خواهد رسید.

دومین عبارت کلیدی تعریف فوق، واژه “رویکرد” است. مدیریت ارتباط با مشتری ، یک سبک تفکر و شیوه رفتار در زمینه ارتباط با مشتری است. ما می توانیم در اینجا از کلمه “استراتژی” نیز استفاده کنیم چرا که مدیریت ارتباط با مشتری ، شامل یک برنامه راهبردی برای سازمان است. در واقع از استراتژی CRM می توان به عنوان یک معیار سنجش برای تمام استراتژی های دیگر سازمان استفاده نمود. به عبارت دیگر هر استراتژی سازمان که کمکی به ایجاد، حفظ و توسعه روابط با مشتریان نکند، برای سازمان مفید نخواهد بود.

استراتژی ها جهت سازمان را مشخص می کنند و استراتژی که مانع توسعه ارتباطات با مشتریان گردد، سازمان را به جهت نادرستی خواهد برد.

ادامه مطلب

فرستادن به :